كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
687
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ و به درستى كه ما بنموديم فرعون را آياتِنا كُلَّها همه معجزهاى ما كه بموسى داده بوديم فَكَذَّبَ پس به دروغ نسبت داد موسى ع را وَ أَبى و سر باززد از آنكه ايمان آورد و فرمانبردارى كند و از روى عناد قالَ گفت فرعون أَ جِئْتَنا آيا آمده بسوى ما لِتُخْرِجَنا تا بيرون كنى ما را مِنْ أَرْضِنا از زمين ما كه مصرست بِسِحْرِكَ يا مُوسى به جادوى خود اى موسى ع يعنى دانستيم كه تو ساحرى و مىخواهى كه بسحر ما را از مصر بيرون كنى و بنى اسرائيل را متمكن سازى و پادشاهى كنى بر ايشان فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ پس هرآئينه بياريم براى تو جادوى مِثْلِهِ مانند جادوى تو و به آن با تو معارضه كنيم تا مردمان بدانند كه تو پيغمبر نيستى جادوگرى فَاجْعَلْ پس مقرّر كن بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ ميان ما و ميان خود مَوْعِداً وعده به جهت معارضه چنان وعده كه بههيچوجه لا نُخْلِفُهُ خلاف نكنيم آن را نَحْنُ وَ لا أَنْتَ نه ما و نه تو چون وعده رسد حاضر شويم مَكاناً سُوىً در جائى كه مساوى باشد مسافت قوم ما و تو به آن يا مكانى مستوى يعنى هموار كه درو پستى و بلندى نباشد تا همه مردم نظاره توانند كرد قالَ گفت موسى مَوْعِدُكُمْ زمان وعده شما يَوْمُ الزِّينَةِ روز آرايش قبطيان است و آن روزى عيد بوده مر اهل مصر را آراسته در موضعى حاضر شدندى و تماشا كردندى يا روز نوروز بوده يا روز عاشوره وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ و آنكه جمع كرده شوند مردمان ضُحًى در چاشتگاه كه روشنتر است از باقى روز يعنى موعود ما روز اجتماع آدميان است بوقت چاشت حضرت موسى ع آن روز را تعيّن كرد تا ظهور حق و زهوق باطل على رءوس الاشهاد سمت وقوع پذيرد و خبر آن به اطراف و اكناف عالم برسد فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ پس برگشت فرعون را از مجلس و به خلوت درآمد و جهت جمع كردن سحره راى زد و كسان فرستاد فَجَمَعَ كَيْدَهُ پس جمع كرد آن چيز را كه به آن كيد كنند يعنى سحره و آلات سحر ثُمَّ أَتى پس آمد به وعدهگاه با ساحران قالَ لَهُمْ مُوسى گفت موسى مر جادوان را چون ملاقات نمود با ايشان كه اى قوم وَيْلَكُمْ واى بر شما لا تَفْتَرُوا افترا مكنيد و مبنديد عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خداى تعالى دروغ كه آيت او را سحر گوئيد و خواهيد كه به آن معارضه كنيد يا دروغ بر خداى تعالى مبنديد به شركت ديگرى با او فَيُسْحِتَكُمْ پس مستاصل گرداند و از بيخ بركند شما را بِعَذابٍ به عذابى كه نازل گرداند بشما وَ قَدْ خابَ و به درستى كه بىبهره و نااميد ماند مَنِ افْتَرى هر كه افترا كرد بر خداى .